عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )
209
الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )
جهت رامح ناميده شد كه در برابر آن ستاره كوچكى است كه به آن « رآية السّماك ( : بيرق سماك ) » گفته مىشود . پس سماك رامح به سبب وجود رآية السماك به « رامح » و ديگرى به « اعزل » موسوم شد « 69 » . و عرب آن دو سماك راى ساقى الأسد ( : دو ساق برج اسد ) قرار مىدهد ، و منجمان سماك اعزل راى سنبله مىنامند ، و چه بسا ماه به عجز الأسد ( : دنباله برج اسد ) نازل مىشود ، و آن عبارت از چهار ستارهاى است كه در برابر سماك اعزل و پايين آن در طرف مغرب قرار دارد ، و چهار گوشه است و به آن عرش السّماك گفته مىشود و « الخباء » ( : خيمه ) نيز ناميده مىشود ، و ابن احمر در حالى كه سخن از گاو به ميان مىآورد باران راى به آن نسبت داده و گفته است [ از بحر كامل ] 562 باتت عليه ليلة عرشيّة * شريت و بات الى نقا متهدّد « شريت » يعنى « لجّت بالمطر » ( : از باران موج مىزد ) . و سماك اعزل فاصله ميان ستارگان يمنى و شامى است ، پس آن ستارگان كه پايينتر از محلّ طلوع سماك اعزل قرار گرفته يمنى است ، زيرا آن نصف از فلك ، در بخش جنوب و بخش يمن است ، و آن تعداد از ستارگانى كه محلّ طلوعش بالاى سماك است ، از ستارگان شامى محسوب مىشود ؛ زيرا اين نصف فلك در بخش شمال است كه آن بخش شام مىباشد ، و سجعپرداز عرب گفته است : « إذا طلع السّماك ذهب العكاك ، و قلّ
--> ( 69 ) - « السّمكة » يكى از منزلهاى آسمان است ، و از برجهاى فلك مىباشد ، ابن سيده گفته است : « آن تسميه راى بر وجه تشبيه مىنگرم ؛ زيرا آن برج ، برج آبى است ، و به آن حوت گفته مىشود ، و سماكان [ مثنّاى سماك ] دو ستاره نورانى است كه يكى از آنها سماك اعزل و ديگرى سماك رامح است ، و گفته مىشود : « آن دو ستاره رجلا الأسد [ : دو پاى برج اسد ] است » ، و گفته شده : « بدان سبب اعزل ناميده شده كه هنگام طلوع آن نه بادى و نه سرمايى وجود دارد » ، و سماك رامح باران ندارد ، و در طرف شمال واقع است ، و سماك اعزل باراندار است ، و در سمت جنوب قرار دارد ، و آن دو ستاره در برج ميزان قرار گرفتهاند . » ( لسان العرب ، سمك ) .